X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 25 مرداد‌ماه سال 1385
بده ... بدبد ... چه امیدی ؟ چه ایمانی ؟ کرک جان ! خوب می خوانی من این آواز پاکت را درین غمگین خراب آباد چو بوی بالهای سوخته ت پرواز خواهم داد گرت دستی دهد با خویش در دنجی فراهم باش بخوان آواز تلخت را ، ولکن دل به غم مسپار کرک جان ! بنده ی دم باش بده ... بد بد راه هر پیک و پیغام خبر بسته ست ته تنها بال و پر ، بال نظر بسته ست قفس تنگ است و در بسته ست کرک جان ! راست گفتی ، خوب خواندی ، ناز آوازت من این آواز تلخت را بده ... بد بد ... دروغین بود هم لبخند و هم سوگند دروغین است هر سوگند و هر لبخند و حتی دلنشین آواز جفت تشنه ی پیوند من این غمگین سرودت را هم آواز پرستوهای آه خویشتن پرواز خواهم داد به شهر آواز خواهم داد بده ... بدبد ... چه پیوندی ؟ چه پیمانی ؟ کرک جان ! خوب می خوانی خوشا با خود نشستن ، نرم نرمک اشکی افشاندن زدن پیمانه ای - دور از گرانان - هر شبی کنج شبستانی کمتر از 3 هفته دیگر جمعی با کَرَک می آییم .