X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 30 خرداد‌ماه سال 1385

چند روز پیش و درحین نطق پیش از دستور یکی از نمایندگان اقلیت که در باره اعتراض به سیاست های دولت احمد نژاد بود شاهد بودم که شکرالله عطار زاده مرتبا و با صدای رسا اعتراض خود را به نماینده و نطقش بوسیله هیهات من الذله بیان نمود.

اما مصادیق ذلت کدامند؟

 همیشه و در همه ادیان الهی چاپلوسی و تملق از پست ترین ذلت ها به شمار می رفتند. چه بسیار کسانی بودند که با تملق و چاپلوسی خود را به درجات بالای قدرت می رسانیدند اما چون پایه و اساس فکری آن ها بر پوچ بود نهایتا از نردبان قدرت چنان زمین می خوردند که دیگر نشانی از آن ها دیده نمی شد. شاید بیشترین ضربه ها به تمام ادیان را همین متملق ها و چاپلوسان وارد کرده باشند. آنها با تبحر چنان شخص مورد مخاطب را بالا و برتر و شسکت ناپذیر می خواندند که خود شخص هم آهسته آهسته باور می کرد که بالا و برتر است.نمونه آن رامی توان دردستگاه اموی ها دانست. زیرا چاپلوسان در درگاه های راستین اهل بیت هیچ گاه اجازه بروز نمی یافتند. دستگاه اموی مکان بسیار مناسبی برای رشد و نمو آنان بود. چنان خلفای اموی را بالا می بردند که خلیفه باورش می شد که واقعا فرستاده خداست و بسیار برتر از کسانی است که در اطاف او هستند و بدین ترتیب پایه های خود خواهی و دیکتاتوری وی را فراهم می کردند.

 حال این سوال پیش  می آید که شکرالله عطار زاده راهیافته مجلس هفتمدچار یک انقلاب درونی شده بود و به ذات خود می گفت هیهات یا نه واقعا شخص مورد مخاطبش کس دیگر بود. به گمانم گزینه اول بخش دومش درست تر باید باشد .نظرشما چیست؟

راستی وبلاگم الان یه سال و بیست روزش شده. مبارک باشه